تبليغاتX
گاهی ، نگاهی ، اشتباهی ...























گاهی ، نگاهی ، اشتباهی ...

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com
نوشته شده در دوشنبه 5 دی1390ساعت 16:18 توسط خودم| |

تو رفته ای و حرم مانده بی پناه ؛ عباس / نهان شده ست به ظلمت تمام ماه ؛ عباس/ غریب بود برادر،غریب تر شده است/ از آن زمان که نگاهش به راه...آه ؛ عباس/ همان دمی که تو افشا شدی تنش لرزید/ دو چشم امّ البنین خیره شد به راه ؛ عباس/ سکوت مبهم خیمه،سکینه منتظر است/ عمو و رود و عطش...حلقه سپاه ؛ عباس/ بهانه کرده علی اصغر آب را ؛ اما/ دوباره تشنه به تو....جرعه ای نگاه ؛ عباس/ تو نیستی که ببینی چقدر تنها شد/ شکست قامت زینب به قتلگاه ؛ عباس/ پس از خسوف تو ای حرمت شب مهتاب/ تن رقیه شده مثل شب سیاه ؛ عباس/ حسین و بهت اخا گفتنت،حسین و غروب.../ کجاست ناله ی حیدر؟کجاست چاه ؛ عباس؟/
نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1390ساعت 19:35 توسط خودم| |

خدایا
نمی گویم که دستم را بگیر
عمریست گرفته ای
مبادا رها کنی!

سلام دوستای خوبم ...

امیدوارم حالتون خوب باشه ...

به خاطر این چند وقت واقعا معذرت میخوام ... نشد کامنتا رو هم تایید کنم ... یکم حالم خوب نبود ...

حوصله نداشتم ... این روزا هم سرم گرمه امتحانای میان ترم و اینجور چیزاس ... ولی قول میدم اینجا

بازم بشه مثل قبل ...

از همه کسانی که این مدت به یادم بودن ممنونم ....

تو این روزا و شبا التماس دعا

نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1390ساعت 15:44 توسط خودم| |

Design By : Mihantheme