تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

کمیابترین کدهای جاوا

می باریم تا رنگین کمان قصه شوی ...


می باریم تا رنگین کمان قصه شوی ...

فرشته های بارون بچه های رنگین کمون

بنام نقش بند بال پروانه

سلام  سلام  سلام  ...خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

 

خوبید ؟ خوشید ؟ سلامتین ؟

امروز یه روز متفاوته برای من و خواهرم !تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه گفتین چرا ؟ یه خورده فکر کنین ؟

.

.

.

.

 

اخه امروز یعنی سوم مهر تولده منه تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comو پنجم مهر هم تولد خواهرم .....

تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتولدمون مبارکتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

می بینید ما چقدر بچه های خوبی هستیم ! به اقتصاد خانواده فکر کردیم و اخر سر تصمیم گرفتیم که با

یه روز فاصله به دنیا بیایم که چهار مهر رو تولد بگیریم که تولد هر دوتامون حساب بشه !خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com

واما یه چیز مهمتر هست که به خاطر اون اومدم !

اره دیگه اینو همتون میدونید !

همین که شدم مهنس و بعدا می شم مهندس !خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

امسال خیلی از دوستام پشت کنکور موندن ولی من نموندم ! می دونید چرا ؟ تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چون از وسط سوراخ < و > اومدم بیرون !خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اخ که چقدر خوشحالم که شهر خودمون قبول شدم البته به همه گفتم که رتبه 662 اوردم و خودم هم

امیدوار بودم قبول شم ولی از خوش شانسی زیاد با این رتبه هیچی قبول نشدم !

ولی بیخیال دانشگاه سراسری ...

فعلا که میرم و صنایع غذایی می خونیم یعنی همن رشته زهرا رو که امسال فارغ التحصیل شدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com ....

راستی ار امروز قانونی شدم ها خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com! تا دیروز غیر قانونی بودم ولی الان رسیدم به 18 سالگی و زهرا هم 22

ساله شد ....

واما ....

بریم سراغ جش امروز که من قولش رو به خیلی ها هم داده بودم و خیلی ها هم قول اومدن رو به من

داده بودن ....

البته این قول دادن تو کامنت ها معلوم می شه !

اول از همه که سپیده جون گفته میاد و اینجا واسمون اهنگ می خونه البته مجاز ! تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خب سپیده جون بیا که من منتظرم ....

به افتخار سپیده جون تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

یه کف مرتب ..... هوراااااااااااااااااااااااااااخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

بچه ها تعارف نکنین ها ... از کیک و شیرینی هم تا دلتون می خواد میل کنید

خودم پختم ! تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

Persianv.com At site

 

Persianv.com At site

 

 

Persianv.com At site

Persianv.com At site

 

 

Persianv.com At site

خب بچه ها الان که سپیده جون داره اهنگ می خونه شما هم بیاین وسط دیگه تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com....

 

فاطی جون و زی  زی جون  و سحر جون و وحیده جون و ثمانه جون و ایلیکا جون و سیمین

جون و مرضیه شینی جون و نگین جون و خاله الهه جون و سانیا جون و ایناز جون و فروغ جون و الناز جون .... خلاصه همه مجلس رو گرم کنین تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comدیگه

 

پاشین اومدین تولد واسه چی نشستینتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com .... زی زی جون اینقدر خوردی نمی تونی ها از جات بلند شی . فکر کنم دل درد گرفتی تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com ... منم باید مثل سحر که به فاطی دوتا شوکولات

داده بود بهت دوتا شوکولات می دادم !

پاشو دیگه ....خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com

 

اینجوری بکنی که تو امازون نمی تونیم بریم پی تحقیقات سالم در تفریحات سالمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com !

( برای اون هایی که خبر ندارن ... قراره با فاطی و زی زی و سحر و وحیده و ایلیکا یه سر بریم

امازونتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com ... هر کی می خواد بگه اسمش رو اضافه کنم به لیست !

 

البته من به فاطی گفتم بریم صحرای بزرگ افریقا ولی فاطی گفت بریم قطب تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comو از اونجایی که قطب سرده تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comبه این نتیجه رسیدیم که بریم امازون ! )

غذاهای امازون هم قورمه و ماکارونی بی سویا هست حالا اگه چیز دیگه ای هم بخواین بگین زی زی

جون واستون درست میکنه اخه قراره زی زی جون کل خانواده رو هم بیاره واسه همین پخت بقیه غذا ها

به عهده خودشه !خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com

البته از اونجایی که پفک و چیپس و لواشک واسه کار کرد مغز خیلی خوبه و توی تحقیقات به درد می

خوره اینا رو من میارم برای همه !

انگار این امازون منحرف کرد منو از تولد ...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ای بابا سپیده جون تو هم که نشستی داری کیک می خوری .... پاشو که تولد بدون اهنگ صفایی

نداره !تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بخون بخون که داری خوب می خونی! خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com

 

قابل توجه بچه های وب ابی تر از دریا : فکر کنم شما بعضی از بچه ها رو که اسمشون رو نوشتم

نمیشناسین واسه همینه که احساس غریبی می کنید و یه گوشه نشستین ... الان شما ها رو به هم

معرفی می کنم ..... این دوستان از بچه های خوب وبلاگ به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی هستن که

همشون دوست جونای منن !تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

زی زی و فاطی و سحر و وحیده و سانیا و ایلیکا و ایناز و فروغ ، بچه ها !تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بچه ها ، ثمانه و سپیده و خاله الهه و مرضیه و نگین !تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خب اشنا شدین دیگه ...

الان یختون باز می شه ! تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

واما .....

بوم سفيد

شاید خیلی از شما ها بوم سفید رو دیده باشین و می دونید که من هم جدیدا عضو انجمن

بوم سفید به مدیریت فروغ جون شدم !

ازتون می خوام که به انجمن ما سر بزنید و خلاصه ها و اخبار و همه چی رو در مورد بوم سفید بخونید و

نظراتتون رو به ما بگین !

منون می شم اگه همتون رو در انجمن ببینم ....

 

و اما یه خبر خیلی خیلی داغ که شاید هم یه خورده ولرم شده باشه ولی به هر حال خیلی داغه !

هفت شنبه باز هم اومد تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com.... اره درست شنیدین هفتایی ها برگشتن .. تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

جمعه ها از ساعت 9.30تا 11.30از شبکه جوان موج اف ام

امسال با خیال راحت گوش میدم برنامه رو ....اخه قبلا همش درس می خوندم و یا هم سر ازمون بودم و

نمی تونستم درست درمون بگوشم ولی الان همه رو می گوشم ....

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

برنامه ای مخصوص دختر ها و پسر های ایرانی ... هفتایی ها هوهو !!!!!!!!!!!!!!!!تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

می دونم که خیلی خوشحال شدین البته اگه کسی هم تا حالا نگوشیده از الان بگوشه و حالش رو

ببره !تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

خب امیدوارم تو جشن ما بهتون خوش گذشته باشه تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.comدوستون دارم خیلی زیاد خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.comمنتظرم بترکونیین ها !خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 21:33 توسط زهرا و زهره| |

 

 

بهار آمد دوباره

توی گوش جنگل صدای آمدن بهار پیچیده بود. دیگر کم‏کم زمستان باید خداحافظی

می‏کرد و جای خودش را به بهار می‏داد. روزهای سرد و سخت زمستان می‏رفتند و

 روزهای گرم و قشنگ بهاری می‏آمدند. از پنجره‏های خانه، سوز و سرما فرار می‏کرد و

 نور مهربان خورشید مهمان خانه‏ها می‏شد. برفها کم‏کم آب می‏شدند و کلاه برفی

 کوهها، هر روز کوچک و کوچکتر می‏شد. چشمه‏ها پر آب می‏شدند و به دنبال رود،

 به راه می‏افتادند. دیگر فصل شنیدن چهچهه بلبلان شده بود و آسمان پُر بود از پرنده‏های نغمه‏خوان که

بلند بلند سرود آمدن بهار را می‏خواندند. حیوانهای خواب‏آلوده جنگل، تازه از خواب زمستانی بیدار شده

 بودند و دوباره با یک بهار دیگر رو به رو می‏شدند. خلاصه، بهار آمده بود و با خودش شور و هیجان آورده

بود

عید مبارک

آهای بچه‏ها! نگاهی به دور و بر خودتان بیاندازید، انگار همه چیز عوض شده. آره! بهار آمده و با خودش

نوروز آورده. خانه، بوی تمیزی می‏دهد. مامانِ خوب و زحمتکش، همه جا را شسته، گرد و غبارها را گرفته

 و تمام خانه را حسابی تمیز کرده است. بچه‏ها! پنجره اتاقتان را باز کنید! رنگین‏کمان هفت رنگ را توی

 آسمان ببینید که بعد از نم‏نم باران، پیدا می‏شود. گنجشک‏ها هم که حسابی با جیک جیکشان شلوغ

 کرده‏اند. خب، این روزها همه خندان و شادند، همه آمدن نوروز را جشن می‏گیرند و اولین عید سال را به

 هم تبریک می‏گویند؛ 

 

؛ پس عیدتان مبارک، کوچولوهای خندان.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 21:51 توسط زهرا و زهره| |

 

بنام خداوند بخشنده ی مهربان

سلام به همگی ... نماز و روزه هاتون قبول ... ببخشید که این همه تاخیر داشتم ...

وقت نمیشد تا اپ کنم ...

دلم برای همتون تنگ شده بود ... شما چی ؟ دلتون من رو می خواست ؟ می دونم این

مدت به وبلاگ شما هم سر نزدم البته به بعضی از وبلاگ ها سرزدم ولی کامنت نزاشتم و

بیشتر موقع ها کامنت نوشتم و ولی تایید نکردم !

این روزها هم که می خوابم و تی وی تماشا می کنم .

دلم هم برای کوله پشتی تنگ شده ، اخه امسال کوله نبود تا یه چیز خوب یاد بگیریم ...

شما چی چه حسی دارین ؟! حتی دلم برای جزر و مد و ماه عسل هم تنگ شده ...

حداقل حس خوبی رو لحظه افطار القا می کردن ... نمی دونم چی کار کنم ... التماس

دعای فراوان از همه دارم ... لحظه ناب ربنا سر سجاده سبز نماز دعا کنیم برای همه  ...

 

 

نوشته شده در سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 18:39 توسط زهرا و زهره| |

 

 

 

 

 

4

 

 

 

 

 

 

 

 

 

i

 

 

 

 

 

 

 

  مادرم  

 

 

انچنان عظیمی که خداوند بهشت را فرش زیر پایت نمود ، بهشتی که پاداش

  

همه ی نیکی های انسان است .

 

   مادرم  

 

تو سرچشمه ی نیکی ها و رحمت خداوندی ، امروز روز میلاد حضرت فاطمه زهرا

  

 

(س) ، پاره تن پیامبر اعظم است .

 

 

میلاد بانوی یاس ، مادر احساس بر تمامی مادران مهربان مبارک باد

 

 

 

 

 

 

 

b

 

 

 

 

 

 

سلام دوستای مهربونم

 

 

امروز تولد یک سالی رنگین کمون ، و سعادتی بزرگ برای ما که می خواهیم تولد

 

وبلاگ را در این روز بزرگ جشن بگیریم .

 

 

یکسال از دوستی مون میگذره و ما کلی دوست خوب پیدا کردیم

 

 

دوستایی که همیشه با ما بودن و همیشه هر وقت که اومدن ما رو خوشحال

 

 

کردن .

 

یکسال بودیم با هم و در کنار هم و مینویسیم به یاد تک تک تان .

 

 

 

 

 

 

 

در زیر تپش های دوستی :

 

به یاد شکوه دوستی برای زندگی ، به یاد لبخند هامان برای تداوم .

 

 

به یاد غمهامان برای عظمت دوستی ، به یاد هم نفس بودنمان برای تنفس

 

 هم خویشی .

 

 

به یاد همدریهامان برای دوستی ، یه یاد لحظه های سکوتمان برای همراهی یکدیگر ،

 

به یاد یکدلیهامان برای یک تن بودنمان .

 

 

 

به یاد تمام بود و نبودمان  ، به یاد پیوند دهندگانمان ،

 

 

به یاد لحظه های زندگیمان .

 

برای بار دیگر سوگند می خوریم تا برای ابد دوست باشیم ، تا برای ابد یک تن

 

باشیم و نه برای ابد در زیر همان تپش های آغازین دوستی براریم .

 

 

امیدواریم تمام آغازهای شما از نیزه های آفتاب پر فروغ گردند و تمامی

 

رویاهای شما گرمی پیروزی را نوید دهند .

 

     زهرا و زهره  

 

نوشته شده در سه شنبه 4 تیر1387ساعت 14:40 توسط زهرا و زهره| |

4

به شکوه شکوفه های سیب به گنجینه ی واژگان احساس  به رقص جویبار امید به

 

سرخی گلگون گونه های سیب سرخ به لاجوردی احساس سرخ آبی ها رگ به رگ

 

شریانهای حیات

 

به رفاقت گیلاس و خنده به شادی پر طراوت احساس

 

آری قســـــــــــم به عشق

 

به تو ای معبود من

 

بگو به ناز شکوفه های مسرورت چه بگویم

 

به ربیعت که با دل آمده و به رسولت که با مهر

 

چه بزمی ست یا رب؟ خلوت شاعرانه ی من و تو ؟

 

یا تجلی نوری که اکنون به رخصت دیده  ها دل داده؟

 

این منم غریب و غربت زده ی تک به تک ثانیه ها

 

دل داده ام به دلم که مینازد به ناز تو

آری این منم

 

بنده ی تو

 

سمفونی احساسم را که نواختی نیک دانستم که چه بارانی باریدن گرفت

  

نمیدانستم چگونه مرا مینوازی

 

اما چون قوس قزحت بر دلم کمان زد و رنگ به رنگ و صف به صف نشست

 

دانستم که بارانت مرا مینواخت...

 

 

 

باز هم انگار نفس نفس میزند این زمستان آخر چرا اینقدر زود دیر میشود و زود زود

 

میشود

 

انگار همین دیروز بود که گلهای حیاط سر به سر هم گذاشتند و دست به کمر ایستادند

 

رو به سوی آفتاب

Click for Full Size View

 

و سفره سفره هفت سین چیدیم... راستی یادم باشد آب تنگ را خنک کنم شاید دل

 این ماهی ها خنک شود

 

طفلکی ماهی ها از چند روز قبل از عید آمده اند سر سفره نشسته اند و همین طور

 

دارند بیتابی میکنند

 

سبزه ها هنوز تر و تازه اند و می تپند از شادی تا از کنارشان می گذری آنقدر

 

احساساتی میشوند که برایت دست تکان می دهند...اصولا سبزه ها احساساتی

 

هستند آخر آنها همیشه در بهار متولد  میشوند که اینقدر شاعرند...Click for Full Size View

 

 

 

سبزند به نیت حضور حاضر و قامت بسته به نیت ظهور غایب

دلشادند و منتظر به قدوم سبز صاحب ربیع

 

ختم مرسلین ، نور مومنین ، رحمت اللعالمین

 

حضرت باران  حضرت محمد مصطفی (ص)

View Full Size Image

 

مبارک باد قدومت ای بهار که عیدانه داده ای به ما

 

سرت سلامت و جانت سبز

 

خوش به سعادتت ای بهار  که با بهار مدینه جان میگیری

 

و با تحییت ها و سلام ها و درودها بر صاحب بهار و آل شکوفه ها

 

بیمه نامه ی عشق و امید میگیری...

 

 

فصل بارونی بیشه رنگ دلهای پاکتان ، تحول حالتان به نیکی احسن الحال نوروزتان

 

تبرک سالتان  به زیبایی مولود آسمانها

  

پیشاپیش نوروزتان مبارک به یاد محمد (ص)

 Click for Full Size View

نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 19:46 توسط زهرا و زهره| |

 

 

`

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

 

 

 

ســــــــــــــــــــــــــــــلام ...

 

سلام ای غروب غریبانه دل


سلام ای طلوع سحرگاه رفتن


سلام ای غم لحظه های جدایی

 

باران می بارد ...

 

هفت رنگ آشنا ...

 

اینجا ... رنگین کمون ... رنگی می شوید !

 

 

وبلاگی مخصوص  گوگولی مگولی های کوشولو !

 

و حالا به افتخار گوگولی های مهربون

 

1      2      3

 

حالا حالا حالا حالا ......

 

عسیسمی

 

...................................................................

 

بله مهمون برنامه هم تشریف آوردن

 

بفرمایید آقای خواجه امیری با شنوندگان ما یه سلام و احوالپرسی بکنید

 

سلام ای غروب غریبانه دل


سلام ای طلوع سحرگاه رفتن


سلام ای غم لحظه های جدایی


خیلی ممنون از حضورتون ..... با شما خداحافظی می کنیم

 

خداحافظ ای شعر شبهای روشن


خداحافظ ای قصه عاشقانه


خداحافظ ای آبی روشن عشق


خداحافظ ای عطر شعر شبانه


خداحافظ ای همنشین همیشه


خداحافظ ای داغ بر دل نشسته


تو تنها نمی مانی ای مانده بی من


تو را می سپارم به دلهای خسته


تو را می سپارم به مینای مهتاب


تو را می سپارم به دامان دریا


اگر شب نشینم اگر شب شکسته


تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد


به دل می سپارم تو را تا نمیرد


اگر چشمه واژه از غم نخشکد


اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من


خداحافظ ای سایه سار همیشه


اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم


خداحافظ ای نوبهار همیشه

 

 

 

 


و اما بریم سراغ کامیونت های شما کوشولو ها ..... ولی قبل از اون یه اس ام اس اومده که من

 

می خوام واستون بخونم ..... ولی دارن به من اشاره می کنن که یه آهنگی آماده پخشه که باید

 

بریم و اول اون رو گوش کنیم و بعد بیایم و نامه های رسیده رو بخونیم ........... خب انگار دستگاه

 

 

پخش دچار مشکل شده و شما تا برین یه اهنگ از موبایلتون گوش کنید ما هم برمی گردیم

.

.

.

.

.

 

خب اومدیم و الان یه مهمون خیلی خوب تو استدیو هستند که من بهشون سلام می کنم و

 

 

ازشون می خوام متنی رو که آماده کردن واسمون بخونن

 


بی نقطه و خمیده قامت ، با صورتی به غمگینی آفتاب های پاییزی....


ش......،


پر نقطه و نشسته بر زانوی خاطرات برگزیده ام ، که دیگر، هق هق را نوازش نمی کند....


ق......،


قهر آلود تراز <عین > ،اما با صورتی به امید روزهایی که قرار است بیاید.....


ع.....ش....ق....


سه حرفی که تمام کلمات را با جادوی خود درگیر کرده .....


سه حرفی که تمـــــام حرف های مـــــن است......


برای تو که هیچ نمی دانی از حروف گمگشده ی زندگی ام....


با این سه حرف، هــــیچ کلمه ای، به جز یک کلمه ،نمی توان ساخت......


عـــــشـــــق....................


من ساختم.....


حالا تو اگر نمی سازی ،...


خراب هم نکن......


عــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق....


خیلی زیبا بود ممنون عمو فرزاد  جوووووووووووووووووووووووووووون مهربون !

 

 

 

 

و حالا ...........

 

خداحافظ همین حالا

 

همین حالا که من تهنام

 

همین حالا که کم شده کامنت های وبلاگ

 

 

 

 

منتظر کامنت های طویل و چندین متری شما هستیم !!!!!

نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 13:51 توسط زهرا و زهره| |

 

سلام گوگولی مگولی های مهربون

 

خوبین ..... عکس گذاشتم واستون ، حال کنید .....واقعا از هر انگشت مون یه

 

هنر می باره ( البته هنر رو با کسره زیر ه  بخونید )

 

 

 

TinyPic image

 

ای جووووووووووووووووووووووووون .....

 

 

TinyPic image

 

 

 

 

این عکس مربوط به دورانی هست که عمو فرزاد به وبمون اومدن و ما هم زود

 

 

ازشون یه عکس گرفتیم ، این دوربین از سری دوربین های نسل جدیده که می

 

 

تونه از افکار افراد هم عکس بگیره

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 19:52 توسط زهرا و زهره| |

یه خط یادگاری رو رنگین کمان می نویسم.

 

به نام او...

 

زیبا ترین عکسها در تاریکترین اتاقها ظاهرمیشوند

 

پس هر گاه در قسمت تاریک زندگیت واقع شدی

 

بدون که خدا میخواد از تو یه تصویر زیبا بسازه...

 

 

 

سلام به همه کسایی که رنگین کمان رو دوست دارن.

 

من ثمانه هستم شاید بشناسین منو و شاید هم نشناسین.افتخار اینو داشتم که بتونم تو وبلاگ

 

رنگین کمان یه یادگاری از خودم به جا بذارم.و خیلی هم خوشحالم.

 

امیدوارم از یادگاری من خوشتون بیاد و به دلتون بشینه.

 

 

چند بیت از سهراب:

 

"خانه دوست کجاست؟" در فلق بود که پرسید سوار.

 

آسمان مکثی کرد.

 

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

 

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

 

"نرسیده به درخت،

 

کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است

 

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است.

 

می روی تا ته آن کوچه که از پست بلوغ،سر بدر می آرد،

 

پس به سمت گل تنهایی می پیچی،

 

دو قدم مانده به گل،

 

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

 

و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد.

 

در صمیمیت سیال فضا ، خش خشی می شنوی:

 

کودکی کی بینی

 

رفته از کاج بلندی بالا ، جوجه بردارد از لانه نور

 

و از او می پرسی

 

خانه دوست کجاست؟"

 

دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است. "دكتر علي شريعتي"

 

 

 

روز جمعه اس و انتظار...

 

خدایا عمری و لیاقتی به ما عطا فرما تا روزی که نوایی از خانه عشق بشنویم.

 

نوایی که به روح جان بخشد و عالم را زیبا سازد.به امید صبح وصال٬ به امید صبح زندگی٬

 

به امید صبحی که بشونیم:

 

                 "اذان صبح به امامت امام زمان (عج)"

 

 

 

 

رنگین کمان پاداش کسانی است که تا آخرین قطره زیر باران می مانند.

 

 

ممنون از اینکه قدری از وقتتونو برای ما گذاشتین.

 

تشکر میکنم از زهره جون(مدیر وبلاگ)و تشکر میکنم از تمامی شما....

 

 

طرفدارای آقای حسنی سری به ادامه مطلب هم بزنند.

 

موفق باشید و یاعلی

 

"ثمـــــانه"


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 25 آبان1386ساعت 12:7 توسط زهرا و زهره| |

 

هزارتا سلام ... هزارتا آرزو ...

 

 

هزار تا سلام ... هزارتابوسه ... و هزارتا آرزو برای تو که مهربانی و مهربانی

 

 

را می آموزی ...

 

 

می دونم وقتی اومدی خدا یه ستاره به نامت کرد ، اون هم تو آسمون هفتم

 

 

. یه فرشته هم فرستاد که تند تند برات اسپند دود کنه و دور سرت بگردونه

 

 

که چشم نخوری !

 

 

من باز هم اومدم ، دلم واسه همتون تنگیده بود ... از اول مهر می خوام آپ

 

 

کنم ولی مگه این درس و مدرسه می زاره من پیش شما دوستای مهربون

 

 

بیام ... راستی چرا دیگه بهم سر نمی زنید ؟ من با اینکه آپ نمی کنم ولی

 

 

باز هم به وبلاگ ها سر می زنم . خوشحال می شم اگه آپ کردید به من

 

 

هم خبر بدید . احساس می کنم من رو فراموش کردید ؛ البته به جز ثمانه

 

 

جون و مهرانا جون که بیشتر وقت ها واسه من آف می زارن ... من خیلی

 

 

خیلی دوستون دارم ، همیشه به یادتون هستم ، شما بهترین دوستای من

 

 

هستید ...

 

 

 

دوست خوبم دوستت دارم ، دوستم داری ؟

نوشته شده در پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 9:29 توسط زهرا و زهره| |

سلام .....

 

خوبید ؟ خوشید ؟ سلامتید ؟

 

این پست هم واسه تولد و هم واسه خداحافظی از شما دوستای خوب و مهربون ....

 

البته فکر نکنید که دارم تا تابستون می رم و شما از دست من راحت می شید !!! نه ....

 

هر وقت که بتونم می آم و بهتون سر می زنم و سعی می کنم تو مناسبت های مختلف

 

بیام و وبلاگ رنگین کمونی مون رو رنگین تر بکنم .

 

.

 

.

 

.

 

 و اما تولد ....

 

نمی دونید تولد کیه ؟

 

.

 

.

 

.

 

 خب تولد من و آبجی زهرا جونه دیگه

 

بله ... تولد هر دو تامونه ..... باورتون نمی شه ..... خب ما اینیم دیگه .....

 

بزارید اول ساعت و روز تولدمون رو واستون بنویسم .....

 

زهرا نه کوشولو ( یعنی کوشولو نیست و بچه بزرگتره ) روز چهارم مهر ،  یک شنبه ،

 

 ساعت 12 یا 12:05 دقیقه شب به دنیا اومده .....

 

من کوشولو هم روز سوم مهر ،  چهارشنبه ،  ساعت 12 ظهر به دنیا اومدم .

 

یعنی اینکه تولمون پشت سر همه ......

 

تولد تولد تولدم مبارک ، مبارک مبارک ، تولدم مبارک ..... برم شمع ها رو فوت

 

کنم که صد سال زنده باشم ..... صد سال کمه همیشه زنده باشم .....

 

و اما یه نکته مهم در مورد کیک تولد که به هیشکی نمی دم چون که همتون روزه اید و

 

بعد افطار هم چون می دونم نمی تونید بخورید بهتون نمیدم ......

 

.

 

.

 

.

 

خب این هم از تولد و اما رسیدیم به خداحافظی گریه در یک غروبه

 

...... یه خورده فکر کنم .....

 

فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که خداحافظ همین حالا نکنم  .....چون دیگه اونموقع

 

نمیام .....

 

من دارم  می رم .... امکان داره چند روز دیگه بیام ... یعنی سعی می کنم که بیام و اگه

 

نتونستم دوباره می گم که فقط تو مناسبت های مختلف می آم .....

 

.

 

.

 

.

 

تابستون امسال برای من با همه تابستون هایی که پشت سر گذاشتم فرق داشت .

 

کلی دوست خوب پیدا کردم که واقعا دوستشون دارم .

 

شما دوست های خوبی برای من هستید ، چون باعث شدید من تو تعطیلات امسال

 

بخندم ، بهم خوش بگذره و با خاطرات شیرین و دوست داشتنی به مدرسه برم ، از خدا

 

می خوام تو این روز قشنگ که یکی از روزهای ماه مبارک رمضان هممون سالم و سرحال

 

و خندون باشیم ، تا بتونیم با حرف ها و خنده هامون همدیگر رو خوشحال کنیم .....

 

می خواستم اسم تک تک تون رو بنویسم و از تون تشکر کنم و بگم دوستون دارم ....

 

ولی می ترسم اسم یکی از دوستای خوبم رو از قلم بندازم و باعث ناراحتیش بشم .....

 

پس اسامی دوستای مهربونم رو نمی نویسم ولی با تمام وجودم می گم که :

 

 

 

دوستون دارم و همیشه به یادتون هستم .

 

 

یه خط یادگاری از طرف زهره

 

 

نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 15:5 توسط زهرا و زهره| |

 

سلام  دوستای خوبم .... چی کار می کنید ؟ خوش می گذره ؟ کاری کنید که این چند

 

 

روزه خوش بگذره ، چون دیگه شهریور هم تموم می شه و دوباره مدرسه ها شروع می

 

 

شه ................. چرا اینجوری شد . من می خواستم این پست خیلی شاد باشه ولی

 

 

انگار اولش یه خورده غمناک شد . اشکالی نداره از این به بعدش رو سعی می کنم شاد

 

 

شاد بنویسم .  خب بالاخره تولد عمو فرزاد جونه دیگه . من هم اومدم مثل شما ها یه

 

 

تولد کوچیک تو وبلاگم بگیرم .

 

 

بچه ها هنوز نیومدین ؟ من می خوام تولد رو شروع کنم ها ....

 

 

3

 

2

 

1

 

 

عمو فرزاد تولدت مبارک

 

دست بزنید و شادی کنید امشب شب تولده

 

 

تو باغ سبز زندگی یه غنچه گل وا شده

 

 

گل گل گل گل گلکه چه خوشگل و با نمکه    

         

 

تولدش مبارکه مبارکه مبارکه

 

 

خنده نشسته رو لباش شادی می باره از چشاش

 

 

قد کشیده و بزرگ شده قربون اون قد و بالاش

 

 

کیک تولد بیارین بیار بیار کیک رو بیار

 

 

شمع ها رو زود روش بزارید بزار بزار شمع رو بزار

 

 

گل گل گل گل گلکه چه خوشگل و بانمکه

 

 

تولدش مبارکه مبارکه مبارکه

 

 

یک و دو و سه د یالا شمع ها رو فوت کن حالا

 

 

تولدت مبارک چشم نخوری ایشالله

 

 

ببر ببر کیک رو ببر  به ما بده تو هم بخور

 

 

ناز و ناز و نازنینه   ماه روی زمینه

 

 

کیک تولدش هم مثل خودش شیرینه

 

 

گل گل گل گل گلکه چه خوشگل و با نمکه

 

 

تولدش مبارکه مبارکه مبارکه

 

 

گل گل گل گل گلکه چه خوشگل و با نمکه

 

 

تولدش مبارکه مبارکه مبارکه

 

 

 

یه چیز جالب.عمر عمو فرزاد  رو  ثمانه جون حساب کرده .

 



تاریخ تولد به میلادی  :  12 / 9 / 1977



29 سال دارن و روز دوشنبه به دنیا اومدن



مــــــــــــدت زمــــــــــانی که از عمرشون میگذره:



به ماه  :  359 ماه



به هفته  :  1564 هفته



به روز  :  10925 روز



باحال بود نه؟

 

 

عمو فرزاد جووووون کاشکی که صد ساله شی

 

 

نه صد و بیست ساله شی

 

 

نه صد و بیست سال کمه

 

 

همیشه زنده باشی

 

 

از همه دوستای خوبم که تا حالا اینجا اومدن و کامنت گذاشتن و من رو مورد لطف

 

 

خودشون قرار دادن ممنونم .

 

 

ثمانه جون ، مهرانا جون ، آرزو میرابی مهربون ، مهتا جون ، خاله الهه جون ( دختر خاله

 

 

اقدس ) ، بهدخت جون ، فرشته امینی عزیز ، مریم zmz گل ، ارکیده جون ، نرگس یگانه

 

 

خیلی خیلی مهربون ، توسکا ، آقا امید ( هنر هفتم ) ، مهسا جون ، زهرا خانومی عزیز ،

 

 

پرچین دوست داشتنی ، یه عاشق جون ، نگار ممتازیان خوبم ، توسکا جون ، نگین جون ،

 

 

زهرا ( همدان ) مهربون ، فرزانه ناظری عزیزم ، فرشته (parey_f  ) جون ، مژگان جون ،

 

 

نادیا مهربون و .....  از همتون ممنونم . همیشه منتظر اومدن شما مهربانان به اینجا

 

 

هستم .

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 18:47 توسط زهرا و زهره| |

 

 

به اهل بیت عصمت نور عینی    

                               

                                       علی اکبر و ابن الحسینی

 

 ز تو نام علی پاینده تر شد          

 

                                      زیادت یاد حیدر زنده تر شد

 

 

 

سلام .... خوبید ؟  چی کارا می کنید ؟  خیلی دلمون واستون تنگیده بود .... خوش می

 

 

 

گذره . این روزها که فقط جشن و عید و خوشحالی و کلی چیزهای قشنگه . حتما که

 

 

 

داره خوش  میگذره .  می دونم همتون خوشحالید . از خنده هاتون معلومه تو دلتون چه

 

 

 

خبره .... الان هی راه به راه دارید به خودتون تبریک می گید !!!! چی رو ؟ خوب معلومه

 

 

 

روز خودتون رو  .....روز ملی جوان ..... یعنی روز من ، تو ، او ، ما ، شما ، ایشان .

 

 

 

 ولی قبل از روز جوان یه روز مهمتری یه ها . یادتون که نرفته . روز ولادت یک جوان

 

 

 

شجاع ، فداکار ، دلیر  و یک قهرمان بزرگ . کسی که شبیه ترین انسان  از لحاظ صورت و

 

 

 

سیرت به پیامبـر خیر و برکت محمد مصطفی (ص) ست . سرو بوستان ایستادگی،

                                                                               

 

 

زیباترین گل باغ حسین (ع)  . جوان رعنا و رشید حسین (ع) یادگار علی (ع) ، گلستانی از

 

 

 

زیباترین گل های فداکاری!  و دریایی از آبیِ عطوفت، پس ســـلام و درود بی پایان بر

 

 

 

صورت و سیرت پیامبر گونه اش باد .

 

 

 

 

 

یازده شعبان سالروز ولادت با سعادت فرخ لقای نگارخانه عاشورا،

 

حضرت علی اکبر علیه السلام همراه با روز جوان خجسته باد.

 

نوشته شده در جمعه 2 شهریور1386ساعت 15:59 توسط زهرا و زهره| |

 

 

 

اگر می دونستی چقدر دوست دارم هیچگاه برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی

؛ رنگین کمان من ! 

 

 

 خبر خبر همگی خبر

 

 

نه نه خبرساعت 2 نیم روزی رو نمی گم یا خبر 20:30 شبکه دو یا

 

 

احیانا خبر ساعت 9 شبکه 1 و یا خبر ساعت 10شبکه 3 ...

 

 

 

 

 

خبر ما یه خبر آتیشی واسه طرفدارای کوله پشتی یه ... قبل

 

 

از هرچیزی بذارید سنگهامون رو با پدر و مادر هایی که عاشق خبر

 

 

ساعت 9 شبکه 1 هستن وا بکنیم ...

 

 

دیگه از امشب خبر بی خبر...

 

 

از این به بعد ساعت 9 فقط و فقط شبکه 3 ... کوله پشتی ...

 

 

 فرزاد حسنی ...

 

البته از خبر تو خونه ی ما خبری نیست و هیچ مشکلی پیش نمی

 

 

یاد . چون خوشبختانه خانواده ی ما یعنی ما دوتا و بابا و مامانمون

 

 

عاشق کوله پشتی با اجرای فرزاد هستیم و تا اخرش می

 

 

شینیم نگا می کنیم ...

 

 

تازه موقع شروع برنامه ما دوتا کلی حال می کنیم  و وقتی تازه

 

 

جوگیر شدیم ترانه تیتراژ اول برنامه رو  با هم و با صدای بلند می

 

 

خونیم  ... خداحافظ آخر هم که دیگه آخرشه ... البته آخرشه رادیو

 

 

جوان 6 تا 8 جمعه رو نمی گیم ها ... توجه داشته باشید ...

 

 

و حالا امشب 4 باره ی کوله پشتی برای چهارمین بار ساعت

 

 

9 شب ... شبکه 3 ... اجرای فوق العاده فرزاد حسنی ...

 

 

 

و انتظار همه طرفداران کوله پشتی و صد البته فرزاد حسنی

.

.

.

.

 

 و حالا همه با هم به افتخار کوله و فرزاد جیغ و سوت بلند :

 

 

 

 

 

کوله پشتی هو هو........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 16 تیر1386ساعت 15:35 توسط زهرا و زهره| |

 

رنگین کمونی ها سلام ...

 

 

یه روز تو آسمون بودیم ... خودم و خودت... وقی هنوز به دنیا نیومده بودیم

 

 

... داشتیم تو آسمون مثل همیشه قدم میزدیم ... قطره بودیم یادته ... سفید و

 

 

شیشه ای بودیم ... شبیه الماس بودیم. اون روز وقتی بارون بارید یادته چقدر

 

 

خیس شدیم ... سنگین شدیم ... بزرگ شدیم ... یهو دیدیم با ترس و لرز می

 

 

آییم پایین ... آخه ما کوچیک بودیم چترنجاتی که نداشتیم ... یادته بین زمین و

 

 

آسمون مونده بودیم من و تو .... یادته چقدر دعا دعا میکردیم من و تو...

 

 

باورت میشد توی اون بگیر بگیر بارون دعامون بگیره ...

 

 

آره باورت بشه حالا که روی زمینیم ...

 

 

آره اون روز میدونی کیا بودن رو بال سفید و ومهربونشون دو تا قطره

 

 

کوچولو رو سوار کردن ... بعد تا اون سر رنگین کمون بردنشون ...

 

 

قطره ها رو سپردن به دست رنگی رنگین کمون... بعد سر خوردن ازکمون

 

 

رنگین کمون و اومدن پایین...آره جونم اونایی که هواتو داشتن فرشته های

 

 

ناز نازی بارون بودن .... سفید و ناز و مهربون ... نرم و آروم

 

 

بوسه آبدارشون که یادت هست هنوزم جاش رو صورتمون مونده ...

.

.

.

.

.

 

سلام سلام سلام

 

 

بچه های بارونی و آسمونی حالتون چطوره؟

 

 

ما امروز روز تولدمونه ، یعنی تولد وبلاگمونه ...

 

 

خوشحال میشیم که بیایید و بهمون سر بزنید ...

 

 

راستی ما خودمونو معرفی نکردیم شاید دوست داشته باشید بدونید ما کی

 

 

هستیم و میخوایم اینجا چی کار کنیم و چی بنویسیم ....

 

 

ما دوتا خواهریم ،  من یعنی زهرا خواهر بزرگتر هستم و در حال حاضر

 

 

دانشجو و مهندس بعد از این ...

 

 

خواهرم یعنی زهره جون  هم که فعلا یه بچه دبیرستانی هست ...

 

 

خوب این از معرفی ...

 

 

اما اگه بخوایید بدونید که قراره اینجا چی نوشته بشه باید بگم که قراره از

 

 

همه چیز و همه کس و بیشتر رادیویی ها و اغلب نوشته های خودمونی

 

 

بنویسیم  ....

 

 

راستی امروز و فردا که میدونید چه خبره ... روزه مادرو میگم دیگه ... پس

 

 

هوای مادرا رو داشته باشین اگه تونستید یه شاخه گل یا یه هدیه در وسع

 

 

خودتون واسش بخرید ... درسته که مادرا ازمون انتظار خریدن هدیه ندارن

 

 

ولی خوب دیدن یه شاخه گل یا هدیه خیلی خوشحالشون میکنه...  اینطوری

 

 

میتونیم بهشون بگیم که به یادشون بودیم و هستیم و خواهیم بود.

.

.

.

.

.

میلاد حضرت زهرا (س) ، مادر احساس ، بانوی یاس بر شما مبارک...

 

 

 

 

 

از دست نوشته های زهرا و زهره ...

نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 15:59 توسط زهرا و زهره| |


Design By : Night Skin