تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

کمیابترین کدهای جاوا

می باریم تا رنگین کمان قصه شوی ... -


می باریم تا رنگین کمان قصه شوی ...

فرشته های بارون بچه های رنگین کمون

 

 

بهار آمد دوباره

توی گوش جنگل صدای آمدن بهار پیچیده بود. دیگر کم‏کم زمستان باید خداحافظی

می‏کرد و جای خودش را به بهار می‏داد. روزهای سرد و سخت زمستان می‏رفتند و

 روزهای گرم و قشنگ بهاری می‏آمدند. از پنجره‏های خانه، سوز و سرما فرار می‏کرد و

 نور مهربان خورشید مهمان خانه‏ها می‏شد. برفها کم‏کم آب می‏شدند و کلاه برفی

 کوهها، هر روز کوچک و کوچکتر می‏شد. چشمه‏ها پر آب می‏شدند و به دنبال رود،

 به راه می‏افتادند. دیگر فصل شنیدن چهچهه بلبلان شده بود و آسمان پُر بود از پرنده‏های نغمه‏خوان که

بلند بلند سرود آمدن بهار را می‏خواندند. حیوانهای خواب‏آلوده جنگل، تازه از خواب زمستانی بیدار شده

 بودند و دوباره با یک بهار دیگر رو به رو می‏شدند. خلاصه، بهار آمده بود و با خودش شور و هیجان آورده

بود

عید مبارک

آهای بچه‏ها! نگاهی به دور و بر خودتان بیاندازید، انگار همه چیز عوض شده. آره! بهار آمده و با خودش

نوروز آورده. خانه، بوی تمیزی می‏دهد. مامانِ خوب و زحمتکش، همه جا را شسته، گرد و غبارها را گرفته

 و تمام خانه را حسابی تمیز کرده است. بچه‏ها! پنجره اتاقتان را باز کنید! رنگین‏کمان هفت رنگ را توی

 آسمان ببینید که بعد از نم‏نم باران، پیدا می‏شود. گنجشک‏ها هم که حسابی با جیک جیکشان شلوغ

 کرده‏اند. خب، این روزها همه خندان و شادند، همه آمدن نوروز را جشن می‏گیرند و اولین عید سال را به

 هم تبریک می‏گویند؛ 

 

؛ پس عیدتان مبارک، کوچولوهای خندان.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 21:51 توسط زهرا و زهره| |


Design By : Night Skin